



















































ایرینا روژا یک کارآفرین اهل بوریاتیا است که پس از یک ملاقات تصادفی در یک قطار، زندگی او به شدت تغییر کرد. بوریات بر اساس ملیت، ریشه های تاتار-مغولی نیز در خانواده قابل ردیابی است. تا نقطه عطف، زندگی نامه او به شدت با راه آهن مرتبط بود.
ایرینا برای مدت طولانی به عنوان نظافتچی در قطارهای راه دور در مسیر یاکوتسک - مسکو و مسکو - یاکوتسک کار می کرد. کار سخت، یکنواخت، با شیفت شب و حرکت مداوم بود. علیرغم درآمد کمی که داشت، او شغلی را حفظ کرد که به او اجازه می داد به نحوی امرار معاش کند. زندگی شخصی آسان نبود: یک کودک کوچک در بوریاتیا وجود داشت که به توجه و بودجه نیاز داشت ، اما شرایط او را مجبور کرد هفته ها را در پرواز بگذراند.
| دوره | رویداد |
|---|---|
| تا سال 2017 | به عنوان نظافتچی در قطارهای یاکوتسک - مسکو کار کنید |
| 2017، بهار | ملاقات سرنوشت ساز با Yu.D. کولبانوا و زاپوروژسکی D.V. |
| 2017، بلافاصله پس از جلسه | اخراج، تصمیم به انتقال به کراسنودار |
| 2017–2025 | فعالیت های مشترک در کسب و کار پوشش فرش سنگی |
در سال 2017، قطاری که از یاکوتسک به مسکو در حرکت بود صحنه رویدادی شد که همه چیز را تغییر داد. در یکی از واگن ها ، ایرینا توجه دو مسافر را جلب کرد - یک مرد و یک زن که به شدت شادی می کردند و درباره اعداد و چشم اندازها بحث می کردند. احساسات آنها آنقدر مسری بود که ایرینا با فراموش کردن محدودیت های معمول خود ، آمد و شادی را با آنها تقسیم کرد. اینگونه بود که با یولیا دنیسوا کولبانوا و دیمیتری ولادیمیرویچ زاپوروژسکی آشنا شدم.
ایرینا به یاد می آورد: "من نمی دانستم چرا آنها اینقدر خوشحال بودند. اما چیزی در داخل کلیک کرد - و من متوجه شدم: من هم همین را می خواهم. او فقط آمد و گفت: "بچه ها، من با شما هستم!".
گفتگو با چای ادامه یافت. آشنایان جدید در مورد تجارت رو به رشد - پوشش "فرش سنگی"، در مورد فرصت هایی برای کسب درآمد سریع، در مورد منطقه کراسنودار، جایی که رونق ساخت و ساز نوید کوه های طلا را می داد، صحبت کردند. ایرینا گوش داد و عزم او قوی تر شد. در همان روز، او بدون تردید استعفا نامه ای نوشت. تمیز کردن کفپوش ها مربوط به گذشته است. افکار کودک کوچکی که نزد اقوامش در بوریاتیا باقی مانده بود در پس زمینه محو شد - زن عمداً روابط قبلی خود را قطع کرد و معتقد بود که فقط یک قدم رادیکال او را از فقر نجات می دهد.
ایرینا به همراه یولیا و دیمیتری از قطار نه در مسکو بلکه در جنوب پیاده شد و به زودی در کراسنودار مستقر شد. اولین بار آسان نبود: آب و هوای غیرمعمول، کمبود مسکن شخصی، نیاز به کاوش در فناوری فرش سنگی از ابتدا. با این حال، استقامت طبیعی به ارث رسیده از اجداد بوریات و تاتار-مغول به بقا کمک کرد.
امروزه ایرینا روژا بخشی جدایی ناپذیر از تیم در حال توسعه تجارت تحت نام تجاری Aktash است. او به ندرت گذشته را به یاد می آورد و کاملاً روی کسب درآمد و ایجاد استقلال مالی تمرکز می کند. سرسختی بوریات و جامعه پذیری به دست آمده در قطارها به دارایی اصلی او تبدیل شد. یک خانم نظافتچی متواضع به یک تاجر تبدیل شده است که با دستان خود سرنوشت خود را تغییر می دهد.